شيخ ذبيح الله محلاتى
343
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
از زانيات معروفه بوده و بغلامان سياه بسيار مايل بوده چون بارور مىشد هنگامى كه وضع حمل او مىشد او را در خاك مدفون مىساخت و هنگامى كه معاويه از او متولد گرديد او را به چهار نفر نسبت مىدادند عباس بن عبد المطلب و عمارة بن وليد بن مغيره و مسافر بن ابى عمرو و ابى سفيان و بعضى صباح كه سرود خان عماره بود اضافه كردند كه معاويه را به اين پنج نفر نسبت مىدادند و ابو سفيان مردى زشت و كوتاهقد بود و صباح كه مزدور ابو سفيان بود جوانى خوشسيما بود هند را با وى الفتى افتاد و بخويشتن دعوت كرد و با وى درآميخت و علماء نسب گفتهاند كه عتبة بن ابى سفيان هم از صباح است و هم گفتهاند كه هند چون به معاويه بارور شد مكروه داشت كه وى را در خانه بزايد كنار كوه اجناد آمد و در آنجا وضع حمل كرد اين است كه حسان در ايام مهاجات قبل عام الفتح در هجاء معاويه گويد لمن الصبى بجانب البطحاء * فى الترب ملقى غير زى مهد نجلت به بيضاء آنسته * من عبد شمس صلبة الحذاء و سبط ابن جوزى در تذكرة الخواص گويد كه عامه مردم را اعتقاد اين است كه معاويه از مسافر بن عمرو است چون عاشق هند بود و مكرر خدمت هند مير سيد چون هند به معاويه بارور شد مسافر ترسيد كه مردم مطلع شوند باينكه هند از او بارور شده است فرار كرد از مكه و بنزد ملك حيره عمرو بن هند رفت اتفاقا ابو سفيان بحيره رفت و با مسافر بن عمرو تصادف كرد حال هند را از او پرسيد ابو سفيان گفت من او را تزويج كردم و در آنوقت مسافر بن عمرو به مرض استسقا مبتلا شده بود چون دانست هند شوهر كرده مرض او شدت كرد تا بمرد الخ آنچه حقير در جلد سوم ( الكلمة التامة ) در ترجمه معاويه مفصلا با مآخذ ايراد كردم بالجمله هند همانند شوهرش ابو سفيان و پسرش معاويه در هر شرى و فسادى و جنايتى پيشقدم بود